گزاره‌های دینی، حجاب و جنگ روایت‌ها

امیرحسن اوصالی

3 ماه قبل

گزاره‌های دینی، حجاب و جنگ روایت‌ها

رسانه‌های غربی با دگرگونی روایت‌ها اولویت و ضرورت حجاب را تنزل داده و جامعه‌ی دینی را به‌یک سهل‌انگاری دچار کرده است و در مقابل ما نیز هنوز درگیر مثالها و تشبیه‌های شکلاتی و میوه‌ای مانده‌ایم.

یکی از مسائل خرد مذهبی که رفته‌رفته به‌یک کلانِ سیاسی-فرهنگی تبدیل شده، مسئله‌ی حجاب در جامعه‌ی کنونی ایران است. یقینا برکسی پوشیده نیست که با طلوع اسلام در عصر جاهلیت و زنده به‌گوری دختران، این پیامبر رحمت (ص) بود که پیام الهی جایگاه دختر را به رسمیت شناخت و خود با بوسه‌زدن به‌دستان دخترش حضرت‌زهرا (س) او را امّ‌ابیها خواند و در ادامه با به ارمغان آوردن عفاف و حجاب، رنگ مشروعیت به فعالیت و جایگاه اجتماعی زنان بخشید و آن را در فضای امنی تبیین نمود.

اما با مطالعه‌ی تاریخ و سیر و تطور مسائل دینی و غیردینی مشاهده می‌کنیم که ادیان ابراهیمی در طول حیات‌ اجتماعی خود دچار تحریفات لفظی و معنایی شده‌اند و دین اسلام نیز از این مسئله مستثنی نبوده است. وقتی دشمن نتوانست قرآن را دچار تحریف لفظی بکند، سراغ تحریف معنا رفته و تفسیرهای من درآوردی ار مفاهیم و گزاره‌هایی دینی ارائه داد. برای مثال ارزش روز عاشورا که از آن به‌عنوان "یوم‌الاحیاء" یاد می‌شود جایگاه رفیعی در کلام معصومین (ع) داشته است که «حسین می‌شود از نبی و نبی می‌شود از حسین» اما کار اینجا تمام نمی‌شود؛

عاشورا از همان بدو وقوع حادثه دچار تحریفات لفظی و معنایی می‌شود. دشمن با روایت‌های ناصواب امام را خارجی و قیام او را خروج علیه حاکم قلمداد می‌‌کند و این‌طرف محبان حضرت او را امام و حاکم به‌حق کلام و حکومت الهی می‌دانند. این خاصیت باطل است که با دگرگونی روایت‌ها توسط رسانه‌های کف‌میدانیِ به‌خدمت گرفته شده، همیشه مسیر حق را گل‌آلود می‌کند و برای جبهه‌ی حق هرینه می‌تراشد.

مسئله‌ی عاشورا در عصر حاضر نیز توسط تشیع انگلیسی و دعوا درست‌کن به حاشیه رفته و برای تشیع هزینه‌ساز شده است ولی ما در رسانه‌ی عاشورا موفق عمل کرده‌ایم که هنوز بعد از هزار و اندی سال این روز عظیم به فراموشی سپرده نشده و هرسال پر شورتر از سال‌های قبل مراسمات و مجالسات‌ش برگزار می‌شود.

ما همانقدر در رسانه‌ی عاشورا قوی بودیم که در رسانه‌ی رمضان ضعیف. جامعه‌ای که بیش از ۸۰درصد مردم آن دین‌دار و اهل روزه هستند از گفتن روزه‌داری خود خجالت می‌کشند! این است قدرت روایت دشمن که با فریاد آزادی و عیسی به‌‌دین خود و موسی به‌دین خود فضای شهر دینی را برای حزب‌اللهی‌ها تنگ می‌کند.

وقتی می‌بینیم که مقام معظم رهبری سخن از افطاری ساده و عمومی می‌گویند بدین معناست که روزه‌داری را به‌یک روایت جذاب و زیبای دینی تبدیل کرده و با رسانه‌ی قوی در راستای جهاد تبیین تبلیغش کرده و به‌جامعه تزریق بکنید که یقینا شخص روزه‌خوار نیز افطاری رایگان را دوست می‌دارد.

و همچنین ما همانقدر در رسانه‌ی رمضان ضعیف بوده‌ایم که در رسانه‌ی حجاب! متأسفانه هنوز بعد از گذشت ۴۳سال از انقلاب اسلامی اگر شخصی از ما کتابی درباب مسئله‌ی حجاب بخواهد، ما "مسئله حجاب" شهید مطهری ره را معرفی خواهیم کرد! آیا این برای حوزه‌های علمیه و دانشگاهیان عیب تلقی نمی‌شود که هنوز نتوانسته‌اند مصرف‌گرایی را کنار گذاشته و در مسئله‌ی حجاب به‌تولید تفکر جدید متناسب با عصر حاضر برسند؟!

متأسفانه از چگونگی نجاست آب چاه و فروش روغن متنجس در حوزه بحث می‌شود اما جای مسئله‌ی حجاب همیشه خالی بوده است. البته نه اینکه محتوایی شکل نگرفته است نه، مقالات و آثاری چاپ شده‌اند اما در روند روایت‌سازی صواب توسط رسانه در جامعه بسیار ضعیف بوده‌اند. متأسفانه هنوز وقتی می‌خواهیم برای دختر جوانی استدلال درباب حجاب بیاوریم سریعا تن او را به‌یک شکلات خوشمزه تشبیه می‌کنیم که رهگذر شکلاتی خواهد خورد که جلدش از تنش کنده شده باشد!

رسانه‌های غربی با دگرگونی روایت‌ها اولویت و ضرورت حجاب را تنزل داده و با تبلیغ این‌که خدا انسان را با ۲-۳ تار مو به جهنم حواله نمی‌دهد جامعه‌ی دینی را به‌یک سهل‌انگاری دچار کرده است و در مقابل ما نیز هنوز درگیر مثالها و تشبیه‌های شکلاتی و میوه‌ای مانده‌ایم.

وقتی مسئله به‌یک روایت تبدیل نشود و این روایت‌ها در کرسی‌های مناظره و گفت‌وگو به چالش کشیده نشوند، یقینا ما شاهد دعواهای دیگری بر سر مسئله‌ی حجاب خواهیم بود. وقتی حدود و ثغور این مسئله مشخص نشده است، با کدام معیار گشت‌ارشاد یکی را می‌گیرد و از کنار دیگری رد می‌شود؟ معیار چیست؟ میزان کدام است؟ مراکز دینی، حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌ها و ارگانها چگونه این چالش را حل‌وفصل خواهند کرد؟

اگر نگرانی ما از حجاب است، پس چرا به اتاق‌های عملی که زایمان طبیعی زنان در کنار رفت‌ و آمد آقایان نامحرم انجام می‌شود اعتراض نمی‌کنیم؟ آیا حجاب آنجا و جامعه متفاوت است؟

در جامعه‌ای که دهه هشتادی‌هایش الگو و آمال خود را در کنسرت تتلو و پست‌های فلان بلاگر و فلان قمارباز می‌بیند، آیا ساده‌لوحی نیست که با تشبیه شکلات علاقه‌مند به‌حجاب بشوند؟

ما باخته‌ایم. ما نه در محتوا بلکه در روایت و رسانه‌ی حجاب باخته‌ایم‌. ما در این ۴۳سال نتوانسته‌ایم مسائل را با زبان روز و تبیین مدرن به‌ مخاطب جوان تبیین بکنیم. همانطور که دشمن با فعالیت گسترده امر به معروف و نهی از منکر را در جامعه هزینه‌ساز کرد، با همان فعالیت اولویت و ضرورت حجاب را نیز دگرگون کرد. تفکر اعتباری و مادی غرب که هیچ اصالتی به انسان و خانواده نیز قائل نیست با این چالش قلب خانواده‌ی ایرانی را هدف گرفته است.

ناگفته نماند که ما از بیگانگان کم می‌نالیم که با مد هرچه کرد این صداوسیما و رسانه‌ی ملی کرد! کدام جوان ایرانی با دیدن سریال‌های تلویزیون و نمایش‌خانگی به مفاهیم دینی علاقه‌مند می‌شود؟ با مشاهده‌ی کدام‌یک غیرت دینی و ملی جوان شکوفا می‌شود؟ این قصه که سر دراز نیز دارد تنها بدین مسئله ختم نمی‌شود که دود این آتش ابتدا چشم نظام فشل آموزشی و سیستم آموزش و پرورش را کور کرده است که چرا اینگونه نسبت به‌تربیت نسل جوان کوتاهی کرده‌اند.

ما در گزاره‌های دینی، علی‌الخصوص حجاب، نیاز به‌یک انقلاب فکری جدید داریم چراکه بازی را ۱۰ بر صفر به رسانه‌ها و دگرگونی روایت‌ها باخته‌ایم. اگر هرچه سریع‌تر کاری نکنیم به جایی خواهیم رسید که بی‌حجابی به یک امر عرفی در جامعه‌ی دینی تبدیل بشود.

باشد که حوزه‌‌های ما، دانشگاه‌های ما و نهادهای ما از خواب خوش برخیزند.

آخرین مطالب

اخبار مرتبط