پرداختن به مسائل زنان، در این دوران، امری فراگیر شده و کمتر کسی آن را، دستکم در مقام ادعا و شعار، کماهمیت تلقی میکند؛ آنچه در موقعیتی مانند انتخابات ریاستجمهوری اهمیت فزایندهای پیدا میکند
نگاهی به فضای انتخابات ریاست جمهوری دولت چهاردهم
پرداختن به مسائل زنان، در این دوران، امری فراگیر شده و کمتر کسی آن را، دستکم در مقام ادعا و شعار، کماهمیت تلقی میکند؛ آنچه در موقعیتی مانند انتخابات ریاستجمهوری اهمیت فزایندهای پیدا میکند. در این میان، باید نقادانه با رویکردهای مختلف مواجه شویم تا بتوانیم سره را از ناسره تشخیص دهیم و رویکردهای نمایشی، کاریکاتوری، تقلیلگرا و... را بازشناسی نماییم و گرفتار آسیبهای ناشی از آن نشویم.
رویکرد نمایشی مانند اینکه توجه به زنان را با شاخص تعداد مدیران ارشد زن بسنجیم و واگذاری تعدادی کرسی به زنان در سطوح عالی مدیریت کشور را، نشان از اهتمام به امور زنان القا کنیم! توگویی، مسائل جامعه زنان با چنین اقدامی، حل و فصل میشود...
رویکرد کاریکاتوری مانند اینکه دغدغههای بخشی از جامعه زنان را که از قضا فراگیری چندانی ندارد، هرچند در حد خود واجد اهمیت باشد، اولویت و محوریت ببخشیم و با تمرکز بر آن و طرح شعارها و وعدههایی در راستای تحقق این دغدغهها، خود را حامی زنان معرفی کنیم! مانند رفتن زنان به ورزشگاه، موتورسواری زنان و...
رویکرد تقلیلگرا، مانند اینکه بکوشیم پیچیدگیهای مسایل زنان در عرصههای مختلف، بهعنوان مثال در زمینه نقش مادری و تزاحم آن با بهره بردن از فرصت تحصیل، فعالیتهای اجتماعی، ورزش، تفریح و... را به دغدغه اقتصادی کاهش دهیم و بخواهیم این دغدغه را با برخی مشوقهای مالی برای خانواده یا برای خود زنان حل و فصل نماییم! در مقابل، مواجهه صادقانه و مسئولانه با مسائل زنان را میتوان واجد سه ویژگی اساسی دانست:
اول. رویکردی که به مسائل زنان نگاه ابزاری ندارد تا بخواهد با مواجهه نمایشی، برخی اقدامات تبلیغاتی و محدود را بهمثابه اهتمام اساسی در این زمینه معرفی کند و از این طریق بهدنبال جلب محبوبیت یا گسترش سبد رای خود در میان برخی اقشار باشد؛ بهعنوان مثال، حضور یا عدم حضور تعدادی از زنان در کرسیهای مدیریت ارشد نمیتواند جایگزین گسترش زمینه رشد فراگیر برای عموم زنان در عرصههای مختلفی که استعداد و آمادگی حضور و بالندگی دارند باشد...
دوم. رویکردی که مسائل زنان را در سطوح و ابعاد مختلف آن مینگرد و سعی نمیکند با برجسته نمودن برخی مسائل جنجالی، به تحریک احساسات در لایههای پرهیجان جامعه دامن بزند؛ بلکه با نظر به فراگیری مسأله در میان اقشار مختلف، ضریب اثرگذاری در منافع عمومی و کمک به پیشرفت کشور، به اولویتبندی مسائل میپردازد. با این نگاه، امکان حضور زنان در ورزشگاه، بهعنوان یک مطالبه از سوی بخشی از جامعه نادیده گرفته نمیشود و مورد توجه قرار میگیرد، اما ضریب اهمیت آن بر امور فراگیری مانند چالشهای پیش روی مادران، در عرصه تحصیلات، اشتغال، فعالیتهای اجتماعی و... یا چالشهایی که زنان سرپرست خانوار و یا زنانی که تجرد قطعی بر ایشان تحمیل شده با آن مواجه هستند، پیشی نمیگیرد!
سوم. رویکردی که از منظری باهمنگرانه، لایهها و ابعاد مختلف مسائل را میبیند و آن را به برخی لایهها و ابعاد فرونمیکاهد... بهعنوان نمونه، مسائل زنان در عرصه جمع نمودن میان نقش مادری و نقشهای دیگر در زندگی شخصی و اجتماعی، تنها با چالش اقتصادی مواجه نیست تا بتوان آن را با برخی مشوقهای اقتصادی چاره نمود؛ بلکه در این میان، چالشهای دیگری در سطح ساختارها، سیاستهای کلان، قوانین و رویههای جاری، چالشهایی در سطح مسائل فرهنگی جامعه و... نیز تأثیرگذار است که باید در نظر گرفته شود.
در پایان توجه به این نکته ضرورت دارد که اهتمام به مسائل زنان، نباید منجر به این تلقی شود که این اهتمام مستلزم دامن زدن به شکاف جنسیتی با مردان و نادیده گرفتن اهمیت نهاد خانواده است؛ چراکه دامن گرفتن چنین شکاف و تضادهایی، منجر به نقض غرض خواهد شد و نهتنها رهآوردی برای زنان نخواهد داشت که زمینه را برای زیانهای هرچه بیشتر ایشان فراهم میکند. تجربه جوامعی که اهتمام به امور زنان را از این رهگذر پیش گرفته و به چالش با مردان و تضعیف نهاد خانواده دامن زدهاند، میتواند در این موقعیت تاریخی حساس، چراغ راه ما باشد!