معمار اسلامی سعی میکند هر طرحی را که میسازد با باورهای دینی خود مرتبط کند. معمار مدرن، نیز سعی میکند عقاید مدرن خود را در ساخت بنا دخیل کند.
آکادمی جوانان مسابقهای با عنوان «معمار جوان سال 1402» برگزار کرده است تا آپارتمانهای 30 و 40 متری را طراحی کنند. تصویری که میبینید تصویر تیم برگزارکننده این رویداد معماری است. یک بنا، واحد کالبدی است که روح آن تجلی روح فرهنگ و جهانبینی معمار آن است. به عبارتی بنایی که یک معمار طراحی میکند برخواسته از تفکرات و مبانی است که آن تفکرات را شکل میدهد. جهانبینی، اعتقادات و درونیات ما در جامعه در قالب رفتار و کردار ما ظهور و بروز پیدا میکند. مقولهی هنر نیز از این حقیقت مستثنی نیست. معماری نیز یک هنر است. رهبر انقلاب در این رابطه میفرمایند: «هنرمند باید خود را به حقیقتی متعهّد بداند... یک وقت شما معماری را میبینید که اندیشهای دارد؛ یک وقت یک معمار از لحاظ اندیشه، لُخت و بیهویّت است و متّکی به فکری نیست. اینها اگر بخواهند بنایی را ایجاد کنند، دو گونه طرّاحی میکنند. اگر ساخت یک شهر را به دست دو نفر آدمِ این طوری بدهند، یک نیمه آن با نیمه دیگر به کلّی متفاوت خواهد بود. به هرحال این تعهّد، لازم است.»
تا اینجای متن مقدمه بود در تبیین رابطه بین خالق اثر و خود اثر. بر اساس همین تأثیرپذیری است که شاهدیم در تمدن اسلامی پوشیدگی صفت بارز ابنیه به شمار میرود؛ چرا که در اسلام خانه حرمت دارد و بر مبنای روایات محل زندگی نوعی حرم محسوب میشود و با رعایت مرزها است که حرمتها و حیا در خانه حفظ میشود. در حالیکه در معماری مدرن بر خلاف معماری اسلامی این ویژگی دیده نمیشود. نوعی تبرج، خودنمایی و برهنگی که از صفات بارز مکتب اومانیسم غربی و لیبرالیسم است در ساختمانهای مدرن که مصداق بارز آن آپارتمانهای چند دهه متری است ظهور دارد. بر همین اساس فرهنگ فردگرا و برهنهگرای امانیست، شهر مدرن را با نشانههای مورد نظر خود میسازد. ساخت آپارتمانهای قوطی کبریتی در برجهای چند طبقه متناسب با فرهنگ غربی است که حفظ حریم اهمیت ندارد. تقسیمبندی خانه که قبلا شامل اندرونی و بیرونی بود، عملا در آپارتمانسازی از بین رفته است. در معماری مدرن، فضاهای داخلی کاملا باز شده و آشپزخانه که در خانههای قدیم کاملا پوشیده و جدا از فضای داخلی بود و مخصوص حضور خانمها، با برداشتن دیوار به فضای عمومی خانه اضافه شده، اتاق خواب نیز به هال و محل رفتوآمد نزدیک شده است.
در معماری قدیم ایران، حیاط با دالانی از در ورودی جدا میشد و میهمانان چند لحظهای در دالان منتظر آماده شدن صاحبخانه میماندند. سطح حیاط چند متری پایینتر از سطح کوچه و خیابان بود و اگر در خانه باز میماند، حیاط خانه به خاطر دیوار دالان و پایینبودن سطح آن دیده نمیشد. خانهها از کنار و روبرو نسبت به هم دید نداشتند و خانمها میتوانستند با پوشش کم در حیاط خانه کار کنند و از نور آفتاب و هوای تازه استفاده کنند.درها دوکومه(درکوب) داشت؛ یکی با صدای نازک و مخصوص مراجعان و میهمانان زن، تا زنی که در اندرونی حضور داشت به استقبال میهمانان برود وکومهای با صدای کلفتتر که مخصوص مردان بود. مواردی که ذکر شد به خوبی گواه این مطلب است که نوع تفکر و جهانبینی انسان در تمام شؤون زندگی او اثر دارد و یک تغییر در نگاه به زن و خانواده حتی در شکل کومهی در نمود پیدا میکند. حتی در معماری اسلامی، نمای بیرونی با خوشنویسی آیاتی از قرآن تزیین و نماها از خاک الکشده و در اوج سادگی ساخته میشود. در حالیکه در معماری مدرن از شیشه در نما به وفور استفاده میشود و حجاب خانه را به حداقل میرساند. معمار اسلامی سعی میکند هر طرحی را که میسازد با باورهای دینی خود مرتبط کند. معمار مدرن، نیز سعی میکند عقاید مدرن خود را در ساخت بنا دخیل کند. فلاسفه و علماء معتقدند، هنر در روح و جان انسانها نیز اثر میگذارد و چهبسا در طولانی مدت باعث تغییر ساختار روحی انسان شود. معماری به عنوان یک هنر از آن جهت که دارای ابعاد است، تاثیرات بیشتری بر روح و جان انسان برجای میگذارد در نتیجه سبک معماری که برونداد یک تفکر است میتواند تغییرات اساسی در سبک زندگی ایجاد کند و خروجی آن شهری کم حیا یا بیحیا شود.