یادداشت های اختصاصی

خاطره عاشوری

6 ماه قبل

ام‌البنین استراتژیست جهانی برای تمام قرن‌ها

روز اولی که پا در خانه‌ی امیرالمومنین(ع) گذاشت و خانم خانه شد، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) بیمار بودند و در بستر بیماری خوابیده بودند. مادری‌اش از همان روز شروع شد، پرستاری‌شان کرد آن هم مادرانه وَ مشتاقانه بازگشت سلامتی‌شان را به تماشا نشست. انس و الفت مادرانه‌اش با فرزندان حضرت زهرا(س) با ادبی که ریشه در شرافت خانوادگی فاطمه کلابیه داشت به چندین صورت در طی دوران زندگی مشترکش با امیرالمومنین(ع) نمود پیدا کرد.

اولین آن درخواستی بود از شوهر خود، امیرمومنان تا زین پس به نام ام‌البنین خوانده شود نه با نام فاطمه تا کودکان فاطمه شهیده(س) به یاد جفاهایی که در طفولیت‌شان، امت به مادرشان نمود نیفتند و پژمرده‌خاطر نگردند؛ گویی دل ام‌البنین بند شده بود به دل کودکان فاطمه شهیده(س)، طاقت پریشان‌حالی‌شان را نداشت حتی با یک اسم.

محبت بر فرزندان فاطمه(س) را بر فرزندان خودش مقدم می‌شمرد. 

شاید سوالی ذهن شما را نیز به خود مشغول کرده باشد؛ چه شد که محبت بسیار ام‌البنین به فرزندان فاطمه شهیده(س) سبب نشد تا پسرانش به برادران و خواهرانشان همچون برادران یوسف، حسادت ورزند؟! آنچه فهم من از کندوکاو روایت‌های مکتوب از ام‌البنین به آن رسیده این است که او برای پسران خود تبیین کرده بود که حب به فرزندان فاطمه(س) فریضه‌ی دینی است آنقدر که خداوند در قرآن به آن دستور داده است

" قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى". گویی ام‌البنین خود آموزگار عشق و دلدادگی به اهل بیت(ع) بود و شیوه‌ی دلدادگی را به پسرانش عباس، عبدالله، جعفر و عثمان را هم در مقام عمل و هم در مقام ایمان آموخت. 

شجاعت ام‌البنین به گونه‌ای بود که در خفقان ایجاد شده پس از عاشورا به دست بنی‌امیه و مروان لعنة الله علیهم اجمعین که شیعیان تفتیش عقاید می‌شدند و سرخی خون‌شان سپیدی شمشیر مروانی‌ها را رنگین می‌نمود، بی‌واهمه در قبرستان بقیع تمثال چهار قبر به نشانه‌ی قبور پسرانش را ساخته بود و شروع به روضه‌خوانی می‌کرد. او حتی در مبارزه‌ی تبلیغی‌اش برای انتقال روایت عاشورا، شهادت مظلومانه‌ی اباعبدالله(ع) و یارانش از رویکرد روضه‌خوانی حضرت زهرا(س) پیروی میکرد و حق را مطالبه می‌کرد، بدون آنکه از شهادت فرزندانش شکایتی داشته باشد! ام‌البنین حتی از بلاغت اشعارش نیز برای دفاع از مظلومیت اهل بیت(ع) فرو نگذاشت آنگاه که مردم به او از بابت سوگ پسرانش تسلیت می‌گفتند، میفرمود:

«تَدْعُوِنِّى وَیكِ ام الْبَنِین تُذَكِّرنِى بِلُیوثِ الْعَرِینِ

كانَتْ بَنُونَ لِى اُدْعى بِهِمْ وَالْیوْمَ اَصْبَحْتُ وَلا مِنْ بَنِینِ»

یعنى اى زنان مدینه! دیگر مرا ام‌البنین نخوانید و مادر شیران شكارى ندانید. مرا فرزندانى بود كه به سبب آنها ام‌البنینم مى‌گفتند، ولى اكنون دیگر براى من فرزندى نمانده است و همه را از دست داده ام.

امروز سالروز وفات زنی بود که نه فقط الگو و مربی برای چهارپسرش بلکه برای تمام زنانی که می‌خواهند دامان‌شان محل عروج مردان باشند نیز الگو بود. به راستی اگر ام‌البنین نبود جمله‌ی از دامان زن، مرد به معراج می‌رود کلیشه‌ای جلوه می‌نمود اما ام‌البنین آمد، زیست و رفت تا یک استراتژی زنانه و جهانی را برای تمام عالم و تمام قرون بنمایاند.

جزئیات بیشتر

الهه سادات شفیعی

6 ماه قبل

سیمرغ ایرانی

 "همه ما را تنها گذاشتند مگر ۲ نفر؛ حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس. این ۲ نفر بودند که با ما همراه شدند، ایستادگی کردند و توانستند جان دست‌کم ۳۰۰ هزار ایزدی را در ارتفاعات سنجار نجات دهند."

این‌ها سخنان مراد شیخ کالو، از بزرگان جامعه ایزدی‌های عراق است، که به عنوان اولین ایزدی، داوطلبانه به حشدالشعبی پیوست و امروز فرمانده شاخه ایزدی آن است.

بهتر است قبل از هر چیز بدانید که دیانت ایزدی در حقیقت آئینی میترایی است، از ریشه ادیان بابلی و سوری که آغاز آن به عراق برمی‌گردد و از جمله اولین آیین‌های بشری است که به وحدانیت خدا باور داشته است. 

پیروان این اقلیت دینی در منطقه‌ی سنجار و شنگال عراق که از مناطق کُردنشین هستند، زندگی می‌کنند. در ۳ اوت ۲۰۱۴ نیروهای دولت اسلامی عراق و شام (د.ا.ع.ش) به شنگال حمله کردند و خیلی سریع این شهر و روستاهای اطراف را به تصرف خود درآوردند. بیش از ۷ هزار نفر کشته شدند و حدود ۵ هزار زن و دختر ایزدی به عنوان برده‌های جنسی ربوده شدند.

اما ماجرا چیست؟!

ماجرا همان داستان خلخال و پای زن یهودی‌ست!

بیراه نگفته‌اند همیشه پای یک زن در میان است، ولی این بار پای هزاران زن درمیان بود، آن هم در کردستان، کردستان عراق!

زنانی مظلوم که امیدشان را از دست داده بودند و مردانی که یا کشته یا به اسارت داعش درآمده بودند و یا آنقدر عِده و عُده‌ی کمی داشتند که از پس نیروهای وحشی و تا دندان مسلح داعش برنمی‌آمدند و به ناچار شاهد به بردگی رفتن زنانشان بودند.

بسیار شنیده‌ایم مردان اصیل کرد باغیرتند و کوچکترین تعرض به زنان را برنمی‌تابند. فرقی هم نمی‌کند کرد ایران باشد یا عراق...

اما روزی که این مردان در برابر اسارت زنانشان مستأصل شده بودند و کاری برای آزادی زنان از دستشان ساخته نبود، این حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی‌المهندس بودند که دل به دریا زدند و مردانگی و غیرت را دوباره برایشان سرمشق گرفتند.

آن روزها هم عده‌ای به دنبال زن، زندگی، آزادی بودند! ولی نه از جنس شعار...

حاج قاسم رفت و زندگی زنان را آزاد کرد. 

همان روزها هم از غرب و شرق عالم صداهای ضعیفی به گوش می‌رسید در محکومیت جنایات داعش و پول‌هایی که در خفا به آن‌ها تزریق می‌شد تا در نهایت به اسارت و بردگی زنان منتهی شود، اما هنوز یک مرد مانده بود تا به نامردان ثابت کند:

«ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست/ عِرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری»

آری، زن محترم است، زندگی مقدس است و آزادی ارزشمند، و این همه وقتی جایگاه اصیل خود را درمی‌یابند که به تاراج رفته باشند!

شاید امروز وِز وِز مگس‌ها نمی‌گذارند برخی درست بشنوند، ولی زنان ایزدی کردستان فراموش نمی‌کنند که زندگی و آزادی به تاراج رفته‌ی خود را مدیون سیمرغ ایرانند

جزئیات بیشتر

مهدی تکلّو

6 ماه قبل

الگوی سومِ فلانی، الگوی سوم بهمانی!

قضاوت در مورد اینکه پروژه‌ی الگوی سوم چقدر پیش رفته و موفقیت‌آمیز بوده سخت نیست. تنها به این بستگی دارد که ما چه توقع و چه چشم‌اندازی از آن در نظر داشته باشیم. واقعیت این است امروز زن مسلمان ایرانی در یک قضاوت عمومی، نه منطق شرقی را پذیرفته و نه حاضر است خود را با معیارهای الگوی غربی وفق بدهد. زن ایرانی کج‌دارومریز پیش می‌رود و در این حرکت فطری هم خاطره‌ای که از زن مسلمان در ذهن دارد و هم تبار فرهنگ ایرانی که پشتیبان اوست اثرگذار و سهیم است. می‌توانیم راجع به این که این حرکت چقدر افت‌وخیز داشته هم گفتگو کنیم. اما به‌هرحال من این حرکت را نوعی حرکت طبیعی می‌دانم؛ حرکتی که در دل تاریخ گذشته‌ای داشته و به آینده‌ای هرچند کلی و مبهم پیش می‌رود. اما دست‌کم آن چه که برای من مفروض است این است که هنوز آن‌طور که بایدوشاید در این فقره «پروژه‌ی الگوی سوم» مبنا و ملاک نیست. 

یعنی این‌گونه نیست که مؤلفه‌ها، قواعد و جهان‌بینی حاکم بر الگوی سوم مبنای حرکت‌ها و سیاست‌گذاری‌ها واقع شده و امروز ما از منظر گفتمانی چتر موسع و قدرتمندی از الگوی سوم ببینیم. من در تجربه‌های شخصی بسیاری خانم‌ها را دیده‌ام که یا کاملاً بی‌اطلاع از الگوی سوم هستند یا از ابهامات و گرفتاری‌های پیرامون آن کاملاً خسته و رهایش کرده‌اند. خب من به‌خوبی می‌توانم این خستگی را درک کنم و با آن همدل باشم. تصور کنید هر لیل و نهار از هر گوشه کناری و در هر کوی و برزنی دارند راجع به هویت تو صحبت می‌کنند و دست آخر جز مشتی گزاره‌های تکراری، کلی‌گویانه، شعاری و مهم‌تر از همه متناقض چیزی نصیبت نمی‌شود؛ لذا به نظرم گره‌های جدی سر راه این پروژه قرار دارد و مانع از به‌رسمیت‌شناخته‌شدن و امتدادیافتن آن است.

سخت نیست اگر بخواهیم تمام قرائت‌های موجود از الگوی سوم را یکبار برای همیشه کنار هم فهرست کنیم. من این کار را پیش‌ازاین انجام داده‌ام و از یک شگفتی با شما صحبت می‌کنم. قرائت‌های متعددی از الگوی سوم وجود دارد که می‌توان نشان داد چطور حتی در مبانی هم اشتراک ندارند؛ چه برسد به این که بعضاً در صورت‌بندی کاملاً متناقض می‌نمایند. نام همه‌ی آنها الگوی سوم است؛ اما هرکدام گویا از یک جهان دیگر آمده‌اند؛ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا و َقُلُوبُهُمْ شَتَّی؛ این وضعیت توضیح زمینه‌های مشکلی است که بالاتر گفتم؛ این که چرا احساس می‌کنم الگوی سوم زن به‌درستی مبنای جامعه‌پردازی و ساختارسازی قرار نگرفته و در ساحت گفتمان هم‌صدای نازکی از آن به گوش می‌رسد که چندان مناسب عرض‌اندام در فضای منازعات گفتمانی نیست. هم مبدأها بسیار متنوع است و هم‌افق‌ها مشترک نیست و الا شاید باید امروز ما در نسبت با وضعیت زنان و امتداد نقش‌آفرینی‌های آنان، خیلی پیش از این‌ها می‌بودیم. 

الگوی سوم یک صورت‌بندی نظری از یک تجربه‌ی تاریخی و نظری مربوط به گذشته‌ی زن ایرانی بود و ما قرار نبود از چیزی نو صحبت کنیم و چرخی را از ابتدا اختراع کنیم. قرار بود این صورت‌بندی نظری حرکت زن ایرانی را شتاب داده و برای به رسمیت شناخته‌شدنش مساعدت کند. اما این تشتت در آراء که ناشی از تشتت در مبانی و روش‌شناسی است، به نظر سنگ اولی است که پیش پای این حرکت قرار گرفته است.

این تشتت آراء از چیست؟ واقعیت این است که ما امروز با الگوی سوم زن که حاصل اجتهاد و تجربه‌ی شناختی رهبری است مواجه نیستیم. بلکه امروز حتی با صراحت هم نمی‌توانیم ادعا کنیم الگوی سوم محصولی از دستگاه فکری امام و رهبری و تجربه‌ی انقلاب اسلامی است! ما شاهد الگوی سوم‌های متعددی هستیم که برای باز کردن این کلاف سردرگم، بهتر است آن‌ها این‌گونه نام‌گذاری کنیم: الگوی سوم آقای فلانی و الگوی سوم خانم بهمانی. کسانی که واژگان را از ادبیات رهبری گرفته‌اند، اما محتوای آن را از طریق اجتهاد شخصی تأمین کرده‌اند؛ بدون پایبندی به این چارچوب و مبانی، قرائت خود را از «زن در اسلام» با نام الگوی سوم زن عرضه نموده و مدعی آن شده‌اند. درحالی‌که وقتی مبانی و دستگاه اجتهادی مستقل از تلاش فکری و مبانی اندیشگی خاص انقلاب اسلامی استخراج شود لازم است که ادبیات آن هم مستقلانه انتخاب شود. الگوی سوم یک پروژه اجتماعی بود و بنا بود از آن ثمراتی در حرکت کلان انقلاب اسلامی به دست آید.

جزئیات بیشتر

آمنه سادات موسوی

6 ماه قبل

تطهیر چهره‌ی لیدرهای زن!

این روزها، شاهد جنگ ارزش‌ها و ضدارزش‌ها هستیم، جنگی که رسانه‌های غربی و معاند با تمام توان، نیروهای خود را بسیج کرده اند برای زدودن و نابودی هویت ایرانی- اسلامی.

نیروهای زن در این آشوب‌ها، به عنوان پرچم‌دار این انقلاب‌، نقش پررنگی را ایفا کرده اند از لیدری تا تحت فرمان بودن.

فضایی که رسانه‌های معاند از این زنان به تصویر می کشند، زنان شجاع و قوی‌ای‌ است که در برابر نظام قد علم کرده‌اند، اما هیچ‌وقت از جرائم و جنایات این قشر چیزی به تصویر نمی‌کشد.  

برخی از زنان در قضایای اخیر مرتکب جنایت شده و مدافعان امنیتِ مردم را شهید و مجروح کرده، اموال مردم را به آتش کشیده‌اند. این قشر از زنان، نه ارزش‌های دینی را قبول دارند و نه باورهای ملی را؛ زنانی که با خشن‌ترین رفتارها سبب جرم و جنایت می شوند درحالیکه حجاب برایشان محلی از اعراب ندارد.

سازمان زندان‌ها، درباره «حقوق زندانیان و بازداشت شدگان و رعایت جنبه‌های اسلامی، اخلاقی و انسانی در برخورد با آنان» سال گذشته بخشنامه‌ای صادر کرده است که در بخشی از آن ممنوعیت اجبار استفاده از پوشش چادر برای زنانِ متهم آمده است. در این ابلاغیه تصریح کرده است: درموارد اعزام به خارج از زندان، الزام به استفاده از چادر یا الزام متهمان جرائم مالی (حقوقی) و افراد زیر 18 سال تمام شمسی به پوشیدن لباس متحد الشکل زندان، ممنوع است.

 آقای رئیسی نیز در زمان ریاست قوه قضاییه اظهار کرد: معتقدم متهمان زن لزوما نباید چادر بپوشند بلکه می‌توان ترتیباتی اتخاذ کرد که هر متهم زن با همان پوششی که به صورت عادی دارد منتها با رعایت شئونات، در دادگاه، دادسرا و زندان حضور یابد.

اما متاسفانه ما شاهد بودیم که یکی از لیدرهای آشوب اخیر، که جوان‌ها تحت فرمان او بودند، برخلاف پوشش واقعی‌اش، در جلسه‌ی دادگاه حضور یافته است، متهمانی که رسانه‌ای شدن چهره‌شان با چادر، توهین به چادر و حجاب است. همچنین سبب می شود این زنان به عنوان نماد استقامت، مقاومت و مظلومیت در ذهن‌ها نقش ببندند، در حالی که این جماعت هیچ اعتقادی به وطن و باورها و اعتقادات ندارند.

پوشش چادر برای این جماعت که براندازی نظام را می خواهند، یکی از حربه‌هایی است برای دفاع از تفکرات و راهشان، نه دفاع از نظام.

 زن شجاع در آرمان‌ها و تفکرات‌شان، زنی است که حجاب را قبول ندارد، به جنگ حیا و عفاف می رود و حجاب و حیا را عامل جنایت و ریختن خون‌ها می‌داند. 

این باور و القای ذهنی را متاسفانه در دادگاه مسببین شهید عجمیان به نمایش گذاشتند.

شاید این اولین دادگاهی بود که یکی از لیدرهای زن با چادر حضور یافت، در حالی که تصاویر این زن بی حجاب در رسانه‌های حامی‌اش منتشر شده است.

قرار است، زنان آشوب‌گر از این به بعد با چادر در جلسات دادگاه حضور پیدا کنند؟ 

آیا قرار است، با پوشیدن چادر بر سر زنان اغتشاش‌گر، حریم زنان مسلمان ایرانی را از بین ببریم؟

جزئیات بیشتر

دکتر ابوالفضل اقبالی

9 ماه قبل

اخراج ایران از کمیسیون مقام زن

اگر به تاریخچه و سازوکار تشکیل نهادهای بین‌المللی از جمله سازمان ملل متحد پس از جنگ جهانی دوم بنگریم خواهیم یافت که اساسا این نهادهای بین‌المللی توسط قدرت‌های سیاسی-اقتصادی دنیا خلق شده‌اند تا استانداردهای مدنظر خودشان را بر مناسبات داخلی کشورها و جوامع دیگر اعمال کنند. یعنی یک نوع اهرم نظارتیِ معتبر و موجه برای پیگیری اهداف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قدرت‌هایی از جمله آمریکا. لذا امروزه برای بسیاری از مردم جهان از جمله ایرانیان روشن است که نهادهایی چون سازمان ملل متحد، یونسکو، کمیسیون حقوق بشر، کمیسیون مقام زن و... نهادهای بی‌طرفی نیستند، بلکه نهادهایی ایدئولوژیک و دارای موضع‌اند، نهادهایی که فلسفه تاسیس آنها، اعمال قدرت نرم برای تحت فشار قرار دادن برخی کشورها در بزنگاه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بوده است.

کمیسیون مقام زن هم همین است، این کمیسیون با هدف گسترش ایده‌ی برابری جنسیتی با رویکردی کاملا فمنیسیتی (به معنای امریکایی خاص خودش) در فضای بین‌المللی ایجاد شد. به همین دلیل این کمیسیون از ابتدا رویکردش سیاسی و ایدئولوژیک بود و ذیل اراده و سایه‌ی سیاست‌های کشورهای غربی پیش می‌رفت. لذا وقتی موضوعات اجتماعی و فرهنگی ذیل اراده سیاست تعریف شوند، معلوم است که مسائل زنان به «بهانه» تقلیل می‌یابد تا دستاویزی برای پیگیری اهداف سیاسی قدرت‌های غربی در کشورهای دیگر باشد. در ماجراهای اخیر ایران نیز که ماهیتی کاملا سیاسی داشت، اقدام کمیسیون مقام زن کاملا قابل پیش‌بینی بود. طبق معمول مسائل زنان و حقوق بشری در ایران «بهانه» اعمال مداخله در مناسبات داخلی کشور از سوی آمریکا است. لذا وجود نابرابری، تبعیض وخشونت علیه زن و قوانین حجاب و گشت ارشاد و... ظاهر ماجرای اخراج ایران از کمیسیون مقام زن را توضیح می‌دهد. در حالی که باطن قضیه همان بحث ایجاد فشار جامعه جهانی به ایران به بهانه مرگ مهسا امینی است.

یعنی همان اقدامات سیاسی رُک و پوست کنده‌ای که امریکا به واسطه تحریم‌ها و جنگ‌افروزی‌های ظالمانه خود علیه ایران و کشورهای منطقه اعمال می‌کند، توسط نهادهای بین‌المللی به صورت نرم‌تر اعمال می‌کند. یعنی در شورای امنیت قطعنامه علیه ایران صادر می‌کند، در کمیسیون مقام زن بیانیه برای تبعیض و خشونت علیه زن در جمهوری اسلامی می‌دهد و درخواست اخراج دارد، اینها دولبه یک قیچی هستند که برای بریدن شاخ و برگ و ریشه نهال در حال رشد جمهوری اسلامی ایجاد شده است.

حال اینکه ما از این اخراج چنین پیامی را به جامعه خودمان منتقل کنیم که «ما در مواجهه با مساله زن خوب عمل نکردیم لذا جامعه جهانی ما را پس زد!» بسیار منفعلانه و ناشی از رویکردی ظلم‌پذیر است. اخراج ایران از کمیسیون مقام زن اتفاقا نشانه عملکرد درست ماست. وقتی می‌بینیم که قدرت‌های جهانی مخالف جمهوری اسلامی در ماجرای اخیر تمام تلاش‌شان را کردند، از پورن‌استار و سلبریتی‌های بین‌المللی تا پیگیری تحریم فوتبال در جام جهانی و... برای اینکه غائله اخیر منجر به براندازی نظام شود، پس معلوم است که باید اخراج ایران از کمیسیون مقام زن را هم در همین پازل دید. البته ما منکر ضعف‌ها و کژکارکردی حکمرانی خود در مساله زن نیستیم. ولی اینکه ما به واسطه این اخراجِ کاملا سیاسی و از پیش‌تصمیم‌گیری شده به مردم بگوییم ما هم درست عمل نکردیم، رویکرد بد و منفعلانه‌ای است.

اینکه چه باید کرد؟ همان رویکردهای رهبری که فرمودند ما در مسأله زن از غرب طلبکاریم یا پرسشگریم را باید در دستور کار قرار دهیم، یعنی این را باید پرقدرت‌تر ادامه دهیم، کسانی که می‌توانند در فضای بین‌المللی تریبون ما باشند و صدای ما را پژواک بدهند، از تبعیض‌ها و خشونت‌ها و ناکارامدی های غرب به ویژه امریکا در مساله زن بگویند و بنویسند و این گفتمان بین‌المللی ایجاد شود که اتفاقا امروزه کسانی به زنان ظلم می‌کنند که خودشان مدعی دفاع از حقوق زن و ... شدند.

جزئیات بیشتر

دکتر مهدیه شادمانی

9 ماه قبل

آسیب شناسی علل لغو عضویت ایران در کمیسیون مقام زن

طی دو ماه اخیر به بهانه فوت مهسا امینی هجمه‌های گسترده داخلی و خارجی علیه جمهوری اسلامی ایران با سوء استفاده از مسائل زنان شکل گرفت.

یکی از این اقدامات قهری، حذف عضویت جمهوری اسلامی ایران در کمیسیون مقام زن با هدف انزوای بانوان ایرانی در مجامع بین المللی بود.

این اقدام از طریق راهبرد دیپلماسی عمومی آمریکا و تلاش همسران روسای جمهور سابق این کشور نظیر میشل اوباما، هیلاری کلینتون، فعالان زن و نهادهای مدنی اپوزیسیون، به بهانه‌ی نقض حقوق زنان و درخواست لغو عضویت ایران در کمیسیون مقام زن انجام شد.

بدون شک این اتفاق، شاهدی بر رویه‌ی کاملا مغرضانه‌ی سیاسی و تحمیل استانداردهای واحد حقوق بشری عناصر هژمون در نظام سلطه بوده که تضییع ِ آشکار حق مشارکت بین المللی زنان ایرانی را در پی دارد.

اما مسئله مورد توجه در این یادداشت، نگاه کارشناسی و دغدغه‌مند با محوریت آسیب‌شناسی و آسیب‌زدایی در خصوص علل شکل‌گیری چنین اقدامات قهری با تاکید بر عناصر و جریانات داخلی می‌باشد.

هیچ شخص آگاه به مسائل نظام بین‌الملل، منکر واقعیت‌های حاکم بر نظام سلطه و استفاده ابزاری از مفهوم حقوق بشر منطبق بر محور قدرت‌های بزرگ نیست. اما باید قدری نیز با نگاه نقادانه به ضعف داخل نیز اشاره داشت.

صدور قطعنامه یا سازوکار حقوقی علیه هر کشور، تنها مورد توجه یک دولت نیست و کلیت عناصر متشکله‌ی آن را نیز مورد توجه قرار می‌دهد، لذا در این مسئله، نه تنها انفعال دولت و دستگاه سیاست خارجی باید مورد نقد جدی قرار بگیرند، بلکه علل ضعف نهادهای دیگر همچون مجلس نیز مورد سوال می‌باشد.

یکی از شاخصه‌های دیپلماسی عمومی، بهره‌گیری از توان و استعداد پارلمان به عنوان بازوی قدرتمند مردم در حوزه مسائل ملی در جذب بازیگران بین المللی است. چرا در خصوص هجمه‌ها و اقدامات قهری صورت گرفته در دو ماه گذشته، نظیر لغو عضویت ایران در کمیسیون و نشست شورای حقوق بشر، نهاد پارلمان در جهت فعالیت های دیپلماتیک و اثرگذاری بر الگوی آرایش رای‌ها نقش شایسته‌ای در حوزه سیاست و روابط خارجی ایفاء نکرده است؟

دیپلماسی پارلمان به همراه دیپلماسی فرهنگی و رسانه‌ای سه رکن مهم دیپلماسی عمومی اند. به دلیل این اهمیت، وزارت خارجه آمریکا، انگلیس و استرالیا هر کدام واحد تشکیلاتی ویژه دیپلماسی عمومی را در وزارت یادشده دایر کرده‌اند.

در مسئله‌ی اخیر لغو عضویت ایران در کمیسیون مقام زن نیز، شاهد بهره گیری آمریکا از ظرفیت زنان در دیپلماسی عمومی بودیم.

لذا باید از متولیان امر پرسید از منابع متعدد قدرت نرم به‌ویژه توان واستعداد بانوان و کانال‌های تبادل ارتباطی از چه ظرفیت‌هایی برای جذب اذهان دیگر دولت‌ها و افکار عمومی در جهت تغییر روایت های منفی علیه زنان و افزایش اطمینان نسبت به خیزش مثبت ایران در خصوص زنان بهره گرفته شده است؟

با توجه به ماهیت قدرت نرم، چرا تلاشی برای تقویت درونی قدرت ملی نظام و مقابله با هژمون فرهنگی جریان غرب صورت نگرفته است؟

چرا هیچ راهبردی در جهت ایجاد هزینه برای دول غربی در افشای وضعیت بحرانی جایگاه زنان در غرب مورد توجه نبوده است؟

همچنین سیاستگذاران و تصمیم گیران داخلی باید پاسخگو باشند، چرا اقدام مهمی در جهت ائتلاف‌سازی، ایجاد هنجار، رویه‌سازی و همراه‌سازی بازیگران همگرا و تغییر الگوی رای آنها انجام نداده‌اند؟

متاسفانه حتی پس از لغو عضویت ایران نیز، مسئولان مختلف از دستگاه سیاست خارجی تا مجلس، با بیان اینکه نظام بین الملل خود را از حضور تاثیرگذار زنان ایرانی محروم ساخته اند، سعی در پاک نمودن صورت مسئله دارند.

به هر حال در کنارسیستم معیوب، رویه غیر عادلانه و ضد اخلاقی حاکم بر نهادهای جهانی باید به ضعف و ناکارآمدی نحوه حضور عناصر داخلی در عرصه بین المللی و عدم قاعده‌مندی و چابک نبودن فعالیت‌های دیپلماتیک اشاره کرد؛ و باید در جهت توانمندسازی دیپلماسی رسمی، عمومی، بازتعریف و اصلاح برخی ساختارها و فرایند های سیاستگذاری در عرصه بین الملل اقدام نمود.

جزئیات بیشتر

تیم تحریریه

9 ماه قبل

موضع‌گیری خوب است؛ اما یک سوزن هم به خودمان بزنیم!

فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی و معاونت امور زنان ریاست جمهوری در واکنش به تعلیق جمهوری اسلامی از کمیسیون مقام زن، موضع‌گیری کرده و آن را به درستی سیاسی نامیدند.

پیرو یادداشت منتشره از رسانه تخصصی عصر زنان پیرامون کارشکنی و سیاسی‌کاری‌های سازمان ملل، به‌نظر می‌رسد بیان برخی نکات و انتقادات پیرامون خلأهای تصمیم‌سازی‌ در حوزه زنان از سوی متولیان این حوزه که در دو دهه اخیر در مجلس شورای اسلامی و دولت مسئولیت‌ داشتند، قابل ذکر باشد.

۱. به‌نظر می‌رسد خروجی جلسات و انتصابات متولیان در مسئولیت‌های مرتبط با حوزه‌ی زنان، بدون توجه به استنباط دقیق مسائل زنان در کشور انجام گرفته است و این مسئله منجر به اقدامات غیر راهبردی گردیده و نشان می‌دهد که نیازهای حوزه‌ی زنان در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و آموزشی به‌درستی درک نشده است. همچنین بررسی اقدامات انجام گرفته و پایش خلأهای این حوزه، نشان‌گر این‌ است که سیاست‌گذاری صحیحی متناسب با مسائل زن و خانواده در راستای اهداف جمهوری اسلامی و نظریات رهبر انقلاب و حل دغدغه‌های زنان تدبیر نشده است.

۲. به نظر می‌رسد فاصله‌ی موجود میان مسئولان با نهاد علم، خاصه در حوزه‌ی مطالعات زنان و عدم استفاده از ظرفیت نخبگانی برای درک مسائل زنان و ارائه‌ی راهکار و سیاست‌گذاری متناسب با آن مسائل، سبب گردید تا میان مسئولین این حوزه با جامعه‌ی زنان و مسائل حقیقی آنان فاصله افتاده و زخم‌های موجود در مسائل زنان و خانواده، فضا را برای دشمن استعمارگر و هم‌پیمانانش فراهم نماید تا کشور را به انزوای سیاسی بکشانند.

۳. می‌طلبد تا متولیان حوزه‌ی زنان، نسبت به رویکردهای اتخاذ شده‌ در مواجهه با جامعه‌ی زنان، مسئله‌‌شناسی و راهکاریابی، استفاده از ظرفیت‌های نخبگانی دانشگاه‌ها و پژوهشگران حوزه‌ی مطالعات زنان، بازنگری جدی داشته باشند تا مشکلات و مطالبات حقیقی این بخش از جامعه‌ دستمایه‌ی مناسبی برای سوءاستفاده‌های نهادهای بین المللی علیه کشورمان نگردد.

جزئیات بیشتر

خاطره عاشوری

9 ماه قبل

کمیسیون مقام زن، یا کارزار جنگ سیاسی؟!

 کمیسیون مقام زن، سال ۱۹۴۶ میلادی در جهت تحقق برابری جنسیتی و پیشرفت زنان در جهان شکل گرفت. این کمیسیون ذیل شورای اقتصادی_اجتماعی سازمان ملل متحد در چهار حوزه‌ی سیاسی، اقتصادی، آموزش و بهداشت فعالیت می‌کند و فاصله‌ی جنسیتی gender gap موجود میان زنان و مردان در هریک از این چهار حوزه طی گزارشی توسط دولت‌های کشورهای عضو هرساله به این کمیسیون ارائه می گردند.

این گزارش ها در هر حوزه باهم مقایسه شده و ذیل گزارش‌های gender gap در سایت کمیسیون مقام زن قرار می‌گیرند. کشورهای عضو نیز بر اساس میزان کم بودن فاصله‌های جنسیتی‌شان در هر حوزه طبقه‌بندی می شوند.

طبق آخرین گزارش اعلام شده از شکاف جنسیتی که به سال ۲۰۲۲ میلادی مربوط است در بین ۱۴۶ کشور ارائه کننده‌ی گزارش، جمهوری اسلامی ایران در بخش های "آموزش" و "بهداشت" دارای عملکرد بهتری از کشورهایی چون چین، امارات متحده عربی، اردن و چند کشور دیگر دارد و نزدیک‌ترین حد به درجه‌ی مدنظر برابری در این دوحوزه را نیز دارد.

در طی سالیان متمادی جمهوری اسلامی در حالی گزارش‌های مربوطه به این چهار حوزه مورد بررسی را به این سازمان ارسال می‌کند که ارسال گزارش در این حوزه ها اختیاری است؛ اما در این حال محکوم به نقض حقوق زنان از جانب سازمان ملل متحد می‌گردد.

این درحالی است که برخی کشورها همچون باهاما، کرواسی، ونزوئلا، روسیه، عراق، سوریه، یمن و... گزارشی از آمار مورد نظر به این سازمان ارائه نمی‌دهند.

چیزی که قابل تأمل است این است که میزان کارکرد شاخص ها و آمارها و نحوه سنجش آن برای زنان کشورهای عضو محل تردید است، چراکه همزمان خبرگزاری‌های ایندیپدنت و گاردین و امثالهم خبر از افزایش خشونت های جنسی و هرچه ناامن تر شدن فضا برای زنان در کشورهای سوئد، دانمارک، انگلستان و دیگر کشورهای غربی می‌دهند. این درحالی‌ است کشورهای ذکر شده در جداول چهار حوزه‌ی مدنظر شکاف جنسیتی، سال ۲۰۲۲ در صدر جدول و به عنوان کشورهایی با کمترین میزان شکاف جنسیتی و بیشترین برابری جنسیتی معرفی شده‌اند.

حال سوالی که باید از سازمان ملل و خصوصا کمیسیون مقام زن در این سازمان پرسید این است؛ در نسبت با زنان آسیب دیده‌ای که قربانی انقیاد امیال جنسی مردانه و مردسالارانه در کشورشان شده‌اند، چه موضعی داشته‌اند؟!

آیا تا به حال شده است که ایالات متحده‌ی آمریکا را بابت انقیاد جنسی زنان در این کشور که به گونه‌های متفاوتی آن را نمایان می‌کنند، از کمیسیون مقام زن سازمان ملل تعلیق نمایند؟!

آیا تا به حال فرانسه را بابت آمار خیره کننده و رسمی افزایش قتل زنان در این کشور از کمیسیون مقام زن لغو حق رای نموده‌اند؟!

آیا رژیم اشغالگر قدس را بابت تجاوزات به زنان فلسطینی، قتل، زندانی و زخمی نمودن زنان فلسطینی از کمیسیون مقام زن اخراج می‌کنند؟!

امروز بیش از زمان های دیگر آشکار می‌شود که سازمان ملل و کمیسیون مقام زن، کارزاری در جهت پیشبرد جنگ افروزی های سیاسی_رسانه‌ای ایالات متحده ی آمریکاست و کارکردی در جهت دفاع از حقوق بشر و جایگاه زنان ندارد.

جزئیات بیشتر

خاطره عاشوری

9 ماه قبل

زینب کبری نمود یک زن واقعی

زمانی که از زن غربی و زن شرقی صحبت میکنیم در نهایت به نقطه‌ی اشتراکی در آنها می‌رسیم و آن عدم استقلال زن و نهایتا ابژه گشتن اوست. اما سوال بزرگی که برای انسان خصوصا زنان که در پی یافتن هویت اصیل زنانه‌شان هستند پیش می‌آید این است؛ زن واقعی و اصیل کیست؟! چه شاخص هایی دارد؟! آیا زن و یا زنانی به این مقام رسیده‌اند؟!

حقیقت این است که پاسخ تمام این سوالات در یک زن خلاصه می گردد و آن زینب کبری(س) است. او همان زنی است که در بحران‌های مختلف که حد اعلای آن‌ها حوادث ذی‌الحجه تا ۲۰ صفر ۶۱ هجری بود، مستقل از هیاهوهای تبلیغاتی و کثرت و قلت گروهای حاکم، به پیروی از ولایت و دفاع از آن پرداخت. این عمل مستقلانه و عاقلانه برای او که سرشار از عواطف است هزینه‌های گزافی چون فدا نمودن عزیزانش، تنهایی و غربت در جمع حرامیان، سرپرستی کاروان اسرا، سرزنش شدن، مورد اهانت واقع شدن پس از عمری زندگی باعزت به همراه داشت اما صبر او همگام با عمل عاقلانه، مومنانه و مستقلانه او در راستای ولایت حق به گونه‌ای در پهنه‌ی تاریخ اثر گذاشت که روایت مسلم و باقی‌مانده از اصل حادثه کربلا روایت زینب کبری(س) شد علیرغم تنهایی او و قلت همراهانش در مقابل دشمنی کثیر با قوای رسانه‌ای و مادی فراوان.

زینب کبری(س) نشان‌دهنده‌ی عظمت و ظرفیت اثرگذار زنانه است، ظرفیتی که اگر زن به شناخت آن برسد تاریخ در برابر عظمتش تعظیم می نماید.

جزئیات بیشتر

خاطره عاشوری

9 ماه قبل

زن، زندگی، آزادی؛ خشونت پنهان علیه زن ایرانی

مانیفست جریانی که اوپوزیسیون آن را بزرگترین انقلاب زنانه قرن می خواند، فمینیست های رادیکال خودشان را وام دار آن می‌خواندند و شعار " زن، زندگی، آزادی" را سر می دادند، عیان گردیده است. پس از بازی دوم ایران، در حال فحاشی به زنانی هستند که برای پیروزی تیم ملی مقابل ولز خوشحالی کردند!

برای آنان پوشش و عقیده ی این زنان مهم نبود. همانگونه که در دو تصویر بالا میبینید! خبری از استدلال های‌شان در حیطه‌ی استقلال زن در انتخاب پوشش که در راستای مخالفت‌شان با قانون حجاب در این دو ماه عنوان می کردند نه تنها دیگر در پوشش زنان، بلکه حتی در شادی جشن ملی آنان نیست.

امروز، روزی است که عریان تر از قبل میتوانید بی صداقتی و بی اعتقادی آنان که شعار زن، زندگی، آزادی را طراحی و ترویج نمودند ببینید! راستی، جمعه 25 نوامبر، روز جهانی منع خشونت علیه زنان بود و درعین حال ما شاهد اقدامات خشونت آمیز علیه زنان شاد ایرانی که در جشن ملی شان شادی کردند بودیم از پوریا زراعتی سردبیر رسانه ی سعودی ایران اینترنشنال تا سایرین؛ سازمان ملل متحد بگوید آیا خشونت های کلامی و تحقیر زنان ایرانی به دلیل شادی در جشن ملی کشورشان مصداق بارز خشونت علیه زنان نیست؟! اگر بله موضع بگیرد نسبت به کشورهایی که از این رسانه‌ها حمایت‌های مادی و معنوی می کنند و در ترویج خشونت علیه زنان ایرانی به جرم شادی دخیل‌اند!

کنوانسیون منع خشونت علیه زنان در سازمان ملل که داعیه دار ممانعت و پیشگیری از هرگونه خشونتی علیه زنان جهان است، هرگونه آسیب روحی و جسمی به زنان را مورد مذمت‌های سنگین و حقوقی قرار داده است اما سوال اینجاست که چرا بر طبق این کنوانسیون پیگیری حقوقی و مذمت‌های سنگین علیه شبکه های فارسی زبان خارجی و دولت های حمایت‌کننده شان نمی‌کند تا زن ایرانی از خشونت‌های کلامی و آسیب‌های روانی، تهدیدهای جانی و تحقیرهای این مردسالاری نظام‌مند جهانی در امان باشد و بتواند از برد تیم ملی فوتبال کشورش لذت ببرد و شادمانی کند؟!

گویی شعار زن، زندگی، آزادی این روزها محلی برای خشونت‌های آشکار علیه زنان ایرانی به صورت جهانی شده است! شعاری که مدعی آزادی خواهی زنان ایرانی بود اما حال به بهانه‌های متعدد درصدد محدود نمودن زن ایرانی است با ابزار خشونت و به کام مردسالاری دنیای بین الملل. این خشونت آشکار مبارک تمام زنانی که خود را سالیان طولانی مدافع حقوق زنان خواندند و حال در سکوتی مرگبار به تماشای نقض حقوق زن ایرانی نشسته‌اند!

جزئیات بیشتر